دلم تنگ است....دلم تنگ عشق است
ضربان قلبم کم نمیشود
ثانیه ها طول می کشد
عشق چیزی بود که زندگی داد
دیروز...امروز....فردا....
می ترسم...
عشق می خواهم
تنها فقط من و او شود (ما)
چرا پازل های زندگیمان کنارهم نمی نشیند
آرزوی بزرگی شده...کنارهم بودنمان
دردور دست ها ,هوا مه آلود
نمیتوانم ببینم
دوس دارم از این طوفان عشق رها شوم
رمقی نمانده برایم
چیز زیادی نمی خواهم
احساس باشد...احساس باشد
من باشم...او باشد
چشم هایش....
.: Weblog Themes By Pichak :.